لغت نامه دهخدا
کپک زدن. [ ک َ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کره برآوردن نان. کره گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). اکراج. تکریج. تکرج. ( منتهی الارب ذیل کرج ). کپره زدن. کلاش گرفتن. کپک گرفتن. اُور زدن. اور گرفتن. رجوع به کپره زدن شود.
کپک زدن. [ ک َ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کره برآوردن نان. کره گرفتن. ( یادداشت مؤلف ). اکراج. تکریج. تکرج. ( منتهی الارب ذیل کرج ). کپره زدن. کلاش گرفتن. کپک گرفتن. اُور زدن. اور گرفتن. رجوع به کپره زدن شود.
کره بر آوردن نان کپره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جا نانی که در زبان گفتاری «جا نونی» واگویش میگردد ابزاری است که از آن در آشپزخانه بهره برده میشود و کارکردش نگهداری هر چه بهتر نان میباشد. جا نانی میتواند از آلوده شدن و خشک شدن نان جلوگیری کند ولی درباره ی کپک زدن با نگرش به پلاستیکی و دربسته بودن بیشتر جانانیهای امروزی، خود این ویژگیها میتواند شتاب در کپک زدن را به دنبال داشته باشد.
💡 از گذشته با کشف خاصیت ضد کپک این گیاه برای جلوگیری از کپک زدن و همچنین خوشبو کردن، آن را داخل پنیر، دوغ و ماست و روی ترشی و پنیر میریزند. همچنين دمنوش و عرق این گیاه خواص درمانی دارد (اما هنوز خواص آن به صورت دقیق و مشخص در اینترنت نوشته نشده است) برای همین افراد محلی و عطاری ها آشنایی بهتری با خواص این گیاه دارویی دارند.
💡 عطر و طعم این نوع پنیر مثال زدنی است و پوست از کپک زدن و رسیدن هوا جلوگیری نموده و طعم خاصی به آن میدهد.