لغت نامه دهخدا
پس و پیش کردن. [ پ َ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر جا دادن بصورتی که آنچه پیش است بعقب برند و عقب را پیش آرند. ||... مردم را برکنار کردن. به یکسو زدن راه جستن را.
پس و پیش کردن. [ پ َ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تغییر جا دادن بصورتی که آنچه پیش است بعقب برند و عقب را پیش آرند. ||... مردم را برکنار کردن. به یکسو زدن راه جستن را.
( مصدر ) جابجا کردن تغییر جادادن بصورتی که آنچه پیش است بعقب برند و عقب را پیش آرند. یا پس و پیش مردم را. بر کنار کردن بیکسو زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همایون نامه، تأثیر فراوانی از شاهنامه گرفتهاست و سراینده به اندازهای به شاهنامه فردوسی نزدیک میشود و در شعر او زندگی میکند که گاه مصراع یا بیتی را از شاهنامه در شعرهای خود میگنجاند یا ابیاتی را از او با پس و پیش کردن واژهها، از آن خود میکند.