مسئلت
مسئلت در زبان فارسی دارای معنای گسترده و ریشهدار است و بهطور کلی به مفهوم درخواست و تقاضا اطلاق میشود. هنگامی که کسی از فرد دیگری مسئلت میکند، در واقع با ادب و احترام نیاز یا خواستهای را مطرح میسازد و خواستار همراهی یا مساعدت او میشود. این کاربرد نشاندهنده ارتباط مستقیم این واژه با امر طلب و خواهش در محیطهای اجتماعی و فرهنگی است.
در متون قدیمیتر و در ادبیات کهن فارسی، گاهی با معنای گدایی و نیازمندی نیز به کار میرفته است. در این معنا، فرد با حالت نیازمندی و فروتنی، چیزی را از دیگری طلب میکرده است. این کاربرد تاریخی بیانگر تحول معنایی واژه و جایگاه آن در مناسبات انسانی و فرهنگی است و نشان میدهد که مسئلت همواره با نوعی تقاضای مودبانه یا نیازمندانه همراه بوده است.
بهطور کلی، مسئلت واژهای است که هم در زبان روزمره و هم در ادبیات کلاسیک کاربرد داشته و همواره بار معنایی احترامآمیز و درخواستکننده را در خود حفظ کرده است. این واژه نماد تعاملات انسانی بر پایه ادب، فروتنی و نیاز به همکاری و یاری دیگران است و مطالعه ریشه و کاربرد آن میتواند درک عمیقتری از فرهنگ و زبان فارسی را فراهم آورد.
مترادفها
پرسش، سؤال، درخواست
فرهنگ عمید
۱. طلب، خواهش.
۲. [قدیمی] گدایی.
جمله سازی با مسئلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدان، صوفی صاف، این مسئلت را: ز ما دوری اگر از خود نرستی
💡 عمر دوباره مسئلت آنها که می کنند گویا ندیده اند جهان خراب را
💡 در متون قدیمی، وقتی فرد از خداوند درخواست یا مسئلت داشت، با فروتنی و تضرع به درگاه او میرفت تا نیازهای قلبی خود را برآورده سازد.
💡 او با قلبی پر از امید، مسئلت خود را در برابر بزرگان مطرح کرد تا شاید راهی برای حل مشکلات پیچیده و دشوار زندگیاش پیدا شود.
💡 در ادبیات عرفانی، مسئلت و دعا از سوی عاشق برای رسیدن به معشوق، یکی از مضامین اصلی و بسیار پرکاربرد در اشعار کلاسیک فارسی است.