فرفه
مترادفها
فریب، حیله، نیرنگ، مکر، کلک
متضادها
صراحت، صداقت
لغت نامه دهخدا
فرفه. [ ف َ ف َ / ف ِ ] ( اِ ) به معنی خرفه باشد که آن تخمی است معروف که به عربی بقلةالحمقاء گویند و فرفخ معرب پرپهن و به همین معنی است. ( برهان ). بقلةالحمقاء. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به فرفخ، فرفهن و پرپهن شود.
فرهنگ فارسی
به معنی خرفه باشد که آن تخمی است معروف که به عربی بقله الحمقائ گویند و فرفخ معرب پرپهن و به همین معنی است.
جمله سازی با فرفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال (ص) «اللهم اذقت اول قریش نکالا فاذق آخرهم نوالا فرفه عنهم».