ونداد هرمزد

لغت نامه دهخدا

وندادهرمزد. [ وَ هَُ م ُ ] ( اِخ ) نام پسر الندا ابن قارن بن سوخرای یزدانی است که پیش از طایفه گاوباره درطبرستان ملک الجبال بودندی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فرزند سوخر و نوه قارن است. ونداد هرمز دمهتر خاندان قارن بشمار میرود. امیری جوانمرد و نیک خصلت بوده. وی در طبرستان علیه عمال خلیفه قیام نمود و طبرستان را از چنگ آنان بدر آورد.

جمله سازی با ونداد هرمزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان دربارهٔ این نبرد گزارش کرده: «... چون به طبرستان رسید، به صحرای اصرم فرود آمد. ونداد هرمزد پیش‌باز شد با حشمی بسیار. سالم اسبی ابلق داشت که به عراق و عرب مشهور بود؛ بر آن اسب نشسته و سلاح پوشیده، مانند کوهی روان، نعره‌زنان حمله آورد و به ونداد هرمزد رسید و تبرزینی داشت، بیست مَن، برآورد تا به ونداد هرمزد زند. سپر گیلی پیش برد، بر آن آمد و به دو نیمه گردانید و عمودی دیگر بر گردن ونداد هرمزد زد. کارگر نیامد و آن روز تا شب مقاومت نمودند چون تاریک شد، بازگردیدند. ونداد هرمزد با حشم خویش به هرمزدآباد فرود آمد. چون روز شد، خوان نهادند و مردم را نان دادند و به شراب نشستند…»

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز