نیکو نمای
مترادفها
زیبا، خوشنما
متضادها
زشت نما، بدنما
لغت نامه دهخدا
نیکونمای. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) خوش نما. که در نظر خوشایند است:
چنان کن که این عهد نیکونمای
در ابنای ما دیر ماند به جای.نظامی.
فرهنگ فارسی
خوش نما. که در نظر خوشایند است.
جمله سازی با نیکو نمای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دُشمت آن که خوانیش افزون منش نه نیکو نمای و نه نیکوکنش
💡 ای کوردل تو دیده نداری از آن ترا خوبست در نظر بد نیکو نمای خاک
💡 چنان کن که این عهد نیکو نمای در ابنای ما دیر ماند بجای
💡 آن کاخ قدیمی با ستونهای بلند و تزئینات بسیار ظریف، یک نمای نیکو و باشکوه از دوران شکوه و عظمت امپراتوریها را به نمایش میگذاشت.
💡 طراحان داخلی تلاش کردند تا با استفاده از رنگهای گرم و نورپردازی مناسب، محیطی نیکو نمای و دلنشین برای ساکنان خانه ایجاد کنند.
💡 ویترین فروشگاه با چیدمان دقیق محصولات و استفاده از دکوراسیون مدرن، یک جلوه نیکو نمای برای جذب مشتریان بالقوه فراهم کرده است.