نیکو نظری

لغت نامه دهخدا

نیکونظری. [ ن َ ظَ ] ( حامص مرکب ) صائب نظر بودن. نظر صائب داشتن:
برترین چیزی شاهان را نیکونظری است
هیچ کس نیست ترا یار به نیکونظری.فرخی.اندرین دولت ماننده تو کیست دگر
چه به نیکوسیری و چه به نیکونظری.فرخی.

فرهنگ فارسی

صانب نظر بودن. نظر صائب داشتن

جمله سازی با نیکو نظری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با ملایک پس از آن صومعهٔ قدسی را گرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت

💡 ای شه گیتی نیکو نظری کن برهی که ز تو فخر شهانست ز نیکو نظری

💡 جامی ز حباب است و پر از آب حیات نیکو نظری کن که چو آنند به هم

💡 با ملایک پس از آن صومعه قدسی را گرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز