نیک سواری

لغت نامه دهخدا

نیک سواری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) فروسیت. مهارت در سوارکاری:
پشت سپه میر یوسف آنکه ستوده ست
نزد سواران همه به نیک سواری.فرخی.

فرهنگ فارسی

فروسیت. مهارت در سوار کاری

جمله سازی با نیک سواری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است

مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز