لغت نامه دهخدا
نیک سواری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) فروسیت. مهارت در سوارکاری:
پشت سپه میر یوسف آنکه ستوده ست
نزد سواران همه به نیک سواری.فرخی.
نیک سواری. [ س َ ] ( حامص مرکب ) فروسیت. مهارت در سوارکاری:
پشت سپه میر یوسف آنکه ستوده ست
نزد سواران همه به نیک سواری.فرخی.
فروسیت. مهارت در سوار کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است