نیست کن

لغت نامه دهخدا

نیست کن. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) نابودکننده. فانی کننده. ( ناظم الاطباء ). معدوم کننده:
اول و آخر به وجود وصفات
هست کن و نیست کن کاینات.نظامی.

فرهنگ فارسی

نابود کننده. فانی کننده. معدوم کننده.

جمله سازی با نیست کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون حجاب نور حق دیوار ماست نیست کن خود را که این هستی خطاست

💡 یارب ز شراب عشق سرمستم کن وز عشق خودت نیست کن و هستم کن

💡 در هر چه نه عشق است تهی دستم کن در عشق خودت نیست کن و هستم کن

💡 گر کلیمی سحر فرعون هوا را نیست کن ور خلیلی غیرت اغیار را در هم شکن

💡 گر بگوید هر چه هستت نیست کن یا بفرماید که ده را بیست کن

💡 باده چه فزون دهی چو کم فایده نیست کن سیل تو این سنگ نمی‌گرداند

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز