لغت نامه دهخدا
نی بن. [ ن َ / ن ِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) بته نی:
زآن کهن چاه نی بنی بررست
شد قوی نی بن و برآمد چست.سنائی.ای دل از هرکسی مجوی وفا
کز همه نی بنی نخیزد قند.خاقانی.
نی بن. [ ن َ / ن ِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) بته نی:
زآن کهن چاه نی بنی بررست
شد قوی نی بن و برآمد چست.سنائی.ای دل از هرکسی مجوی وفا
کز همه نی بنی نخیزد قند.خاقانی.
بته نی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی زمین کش نه سر و نی بن است در نظرش چون روی یک ناخن است