لغت نامه دهخدا
نکوچهره. [ ن ِ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) نکوچهر. رجوع به نکوچهر شود.
نکوچهره. [ ن ِ چ ِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) نکوچهر. رجوع به نکوچهر شود.
نکو چهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگزین یار خوش آواز و نکو چهره (سحاب) ز آنکه قوت دلت آواز خوش و روی نکوست
💡 ای عاقلان تدبیر کو دیوانه زنجیر کو آن ماه با روی نکو چهره پری وار آمده