لغت نامه دهخدا
نوگان. [ ن َ / نُو ] ( اِ ) جشنی که برای یادگاری امر مهم و بزرگی می گیرند و آن را عید نوگان نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). جشن نوگان؛ عیدالتجدید. ( یادداشت مؤلف ): و شد عید نوگان در اورشلیم و زمستان بود. ( ترجمه دیاتسارون ص 152 ).
نوگان. [ ن َ / نُو ] ( اِ ) جشنی که برای یادگاری امر مهم و بزرگی می گیرند و آن را عید نوگان نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). جشن نوگان؛ عیدالتجدید. ( یادداشت مؤلف ): و شد عید نوگان در اورشلیم و زمستان بود. ( ترجمه دیاتسارون ص 152 ).
جشنی که برای یادگاری امر مهم و بزرگی می گیرند و آن را عید نوگان نیز گویند. جشن نوگان: عیدالتجدید.
💡 در گذشته توس با نام «طابران طوس» شناخته میشده و بخشی از ولایت توس بهشمار آمدهاست، با محو شدن نام توس از پسوند دیگر آبادیهای منطقه از جمله سناباد توس و نوگان توس و تابران توس خود را به عنوان توس به مردم میشناسد.