نوش گوی

مترادف‌ها

خوش‌سخن، شیرین‌سخن

لغت نامه دهخدا

نوش گوی. ( نف مرکب ) شیرین گفتار:
ای پسر می گسار نوش لب و نوش گوی
فتنه به چشم و به خشم فتنه به روی و به موی.منوچهری.

فرهنگ فارسی

شیرین گفتار

جمله سازی با نوش گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای پسر میگسار، نوش لب و نوش گوی فتنه به چشم و به خشم فتنه به روی و به موی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران