نوحه سازی
مترادفها
سوگسرایی، نوحهخوانی
متضادها
شادی سازی
لغت نامه دهخدا
نوحه سازی. [ ن َ / نُو ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) نوحه گری. نوحه سرائی:
از بس که نمود نوحه سازی
بخشید دلم بر آن نیازی.نظامی.
فرهنگ فارسی
نوحه گری. نوحه سرائی.
جمله سازی با نوحه سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه با خار او دست یازی کنم چه با زاغ آن نوحه سازی کنم؟!
💡 کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید
💡 استاد بزرگ در حوزه نوحه سازی، توانست با ترکیب ملودیهای سنتی و اشعار حماسی، سبک جدیدی را در مراسمهای مذهبی ایجاد کند.
💡 هنر نوحه سازی نیازمند تسلط بر قواعد موسیقی و همچنین درک عمیق از مفاهیم معنوی و عواطف انسانی برای برانگیختن احساسات شنوندگان است.
💡 بسیاری از هنرمندان در حوزه نوحه سازی تلاش میکنند تا با استفاده از ابزارهای جدید، پیامهای اخلاقی را به شکلی اثرگذار به گوش مردم برسانند.