لغت نامه دهخدا
نهایت پذیر. [ ن ِ / ن َ ی َ پ َ ] ( نف مرکب ) پایان پذیر. ( یادداشت مؤلف ).
نهایت پذیر. [ ن ِ / ن َ ی َ پ َ ] ( نف مرکب ) پایان پذیر. ( یادداشت مؤلف ).
پایان پذیری
💡 چه سودت که سست است بنیان عمر نهایت پذیر است دوران عمر
💡 شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیست ای دوست از وصال تو ما را گزیر نیست
💡 گر نی رهی ست این که نهایت پذیر نیست آن را که مهتدی ست چه حاجت به اهدناست
💡 هر چند عرض شوق نهایت پذیر نیست در حضرتت کنم به همین مطلع اکتفا
💡 نومیدیام چو از تو نهایت پذیر شد مقصودت از عتاب ندانستهام که چیست