نه برجای

لغت نامه دهخدا

نه برجای. [ ن َ ب َ ] ( ص مرکب ) نابرجای. ( فرهنگ خطی ). نابجا. بی جا:
نه برجای هر کار ناسازوار
بود چون پلی ز آن سوی جویبار.اسدی.

جمله سازی با نه برجای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتاده ز سر خود و کیش از میان نه برجای تیر و نه بر زه کمان