لغت نامه دهخدا
نمک پاشیدن. [ ن َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نمک افشاندن. بر چیزی نمک ریختن. || در تداول، سخنی یا حرکتی ناپسند و ناموجه و دور از ادب ادا کردن.
نمک پاشیدن. [ ن َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نمک افشاندن. بر چیزی نمک ریختن. || در تداول، سخنی یا حرکتی ناپسند و ناموجه و دور از ادب ادا کردن.
نمک افشاندن ٠ بر چیزی نمک ریختن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واکنش خانوادههای قربانیان این حادثه به عذر خواهی مرتضوی متفاوت بوده و برخی این موضوع را مثبت و برخی این عذرخواهی را نمک پاشیدن روی زخم و نوع برنامه ساختگی عوام فریبانه اعلام کردند.