نمودنی

لغت نامه دهخدا

نمودنی. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) نشان دادنی. قابل ارائه و نمایش.که سزاوار و ازدرِ نمودن است. رجوع به نمودن شود.

فرهنگ فارسی

نشان دادنی ٠ قابل ارائه و نمایش ٠ که سزاوار و از در نمودن است ٠

جمله سازی با نمودنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ» مردم را از شتاب آفریدند، «سَأُرِیکُمْ آیاتِی» با شما نمائیم باز نمودنی نشانهای خویش، «فَلا تَسْتَعْجِلُونِ» (۳۷) مشتابانید مرا.

💡 نَذِیراً لِلْبَشَرِ (۳۹) بیم نمودنی مردمان را.

💡 همیشه صید تو خواهم بدن که چهرهٔ تو نمودنی بنمود و ربودنی بربود

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز