نعل بسته

مترادف‌ها

بدشانس، نحس، گرفتار

متضادها

گشاده، آزاد

لغت نامه دهخدا

نعل بسته. [ ن َ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعل زده.( برهان قاطع ) ( آنندراج ). کنایه از اسپ ساخته و آراسته و مهیای سواری. مکمل یراق. رجوع به نعل زده شود.

فرهنگ فارسی

نعل زده. کنایه از اسپ ساخته و آراسته و مهیای سواری. مکمل یراق.

جمله سازی با نعل بسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر سر از سم نعل بسته ز لعن میخورد خفته خطا بصواب

💡 جنیبت‌های زرین نعل بسته ز خون برگستوان‌ها لعل بسته

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران