لغت نامه دهخدا
نطرون. [ ن َ ] ( معرب، اِ ) بوره ارمنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذخیره خوارزمشاهی ). بورق. ( المنجد ). قسمی از بورق ارمنی است و در صنعت صابون سازی به کار است. ( از متن اللغة ). بورق ارمنی. ( منتهی الارب ) ( از نزهةالقلوب ) ( از اقرب الموارد ). بورق احمر. ( تحفه حکیم مؤمن ). گروهی گفته اند بوره ارمنی است و گروهی گفته اند سنگی است که به روزگار چون آهک می شود، وی را اندر داروهاء بیرون به کار دارند و نباید خوردن. ( یادداشت مؤلف از ذخیره خوارزمشاهی ). به رومی او را افراسیمون گویند، بشر گوید: آن بوره سوخته است، و به سندی او را قطراوس گویند، و گفته اند: نطرون بوره ای است که از قاین به اطراف برند و رنگ او سرخ است، ابوزید بلخی گوید در کتاب کیمیا که: آن بوره ارمنی است دو نوع است: یک نوع سفید است و سبک و به خانه زنبور مشابهت دارد، و نوع دیگر پارها باشد تنک؛ رازی در کتاب خود آورده است که: در خمیر نان به کار برند آنچه سفید بود او را نطرون گویند. ( از ترجمه صیدنه ).