نشیده
مترادفها
ننشسته، قرار نگرفته
متضادها
نشسته
لغت نامه دهخدا
( نشیدة ) نشیدة. [ ن َ دَ ] ( ع اِ ) بلندی آواز. || شعر در جواب شعر خوانده شده. ( ناظم الاطباء ). نشید. انشودة. شعری که در جواب شعری انشاد کنند و نثر و شعری که بدان ترنم کنند. ( از المنجد ). همان نشید است واین اخص از آن است. ( از اقرب الموارد ). ج، نشائد.
فرهنگ فارسی
(اسم ) واحد نشید جمع: نشائد نشیدات.
جمله سازی با نشیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا ز عدل تو شاها حکایتی است عجیب کهکس ندیده و نشیده در عراق و حجاز