نسائم

لغت نامه دهخدا

نسائم. [ ن َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ نسیم. رجوع به نسیم شود.

فرهنگ فارسی

جمع نسیم است

جمله سازی با نسائم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح

💡 تَهبّ نسائم و الورقُ ناحت و شوّقنی الصّبوح الی الصّباح