میلت

مترادف‌ها

خواسته‌ات، میل تو، تمنای تو

لغت نامه دهخدا

میلت. [ ل ِ ]( اِخ ) نام یکی از شهرهای قدیم و مشهور که در ساحل غربی آسیای صغیر قرار داشته و بعدها به دو قسمت تقسیم شده است. نخست بوسیله مهاجران کرت بنا شد و بعد مهاجران یونیه یونان به تجدید بنای آن پرداختند به طوری که در سال 750 ق. م. آبادترین شهر یونیه و بعدها بزرگترین شهر تجارتی دنیا بوده است و به واسطه آبادی و زیبایی مردم آن به ثروت و رفاه فوق العاده ای دست یافتند. تالس دانشمند مشهور قرن ششم میلادی در سال 587 م. بدان شهر رفته و بتدریس پرداخته است. در سال 504 م. وسیله پادشاهان ایران ضبط و نهب و غارت شد تا سرانجام در دوره حکومت سلجوقی و بعد تیموری بکلی ویران شد و اکنون خرابه های آن برجاست. ( از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 654 و 651 و 866و ج 2 ص 1518 و 1888 و 1940 و فهرست هر سه جلد شود.
میلة. [ ل َ ] ( ع اِ ) هنگام و زمان. ج، میَل.( منتهی الارب ماده م ی ل ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از شهرهای قدیم و مشهور که در ساحل غربی آسیای صغیر قرار داشته و بعدها به دو قسمت تقسیم شده است

جمله سازی با میلت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارت همه چون که خوردن و خفتن بود میلت همه در شنودن و گفتن بود

💡 از گلشن جان بی‌خبری، خار این است میلت به طبیعت است، دشوار این است

💡 واندر آن کاری که میلت نیست و خواست خویش را جبری کنی کین از خداست

💡 عشق تو نه مجاز است میلت نه حرص و آز است قلب تو کان راز است از جرم رفته بگذر

💡 چون خاک رهت گشته ام ای سرو گل اندام میلت سوی ما از چه سبب چون و چرا نیست

💡 ای سرو سهی هم گذری سوی جهان کن میلت سوی ما تا کی و تا چند نباشد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران