مکول
لغت نامه دهخدا
مکول. [ م َ ] ( ع ص ) چاه اندک آب. ( مهذب الاسماء ). چاه که آبش کم گردد سپس آن اندک اندک در تک آن گرد آید. ج، مُکُل. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). چاهی که آب آن کم گردد و سپس اندک اندک جمع گردد. ( ناظم الاطباء ). || نفس مکول؛ نفس کم خیر. ( از ذیل اقرب الموارد ).
مکول. [ م ُ ] ( ع مص ) کم گردیدن آب در چاه سپس اندک اندک گرد آمدن آن در وسط وی. ( ازمنتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کم گردیدن آب در چاه سپس اندک اندک گرد آمدن در وسط وی.
جمله سازی با مکول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از پیروزیهای تموچین و طغرل، روبرو شدن آنان با نایمانها اجتنابناپذیر مینمود. در این زمان، نایمانها به دلیل اختلافات داخلی میان تایانک خان و بویروق خان، دو پسر اینانچ خان، تضعیف شده بودند. در همین خلال، تموچین و طغرل با جاموقا خان صلح کردند و مقرر شد آن سه قشون متحدی را به جنگ نایمانها بفرستند اما در عمل، جاموقا خان سپاهی ارسال نکرد. علیرغم این، تموچین و طغرل به بویروق خان تاختند و او را شکست دادند. بعد از این فتوحات، تموچین و طغرل در راه بازگشت با شبیخون سپاه تازهنفس نایمانها مواجه شدند. جنگ سختی رخ داد و با تاریکی هوا، دو طرف پذیرفتند که ادامه نبرد را به روز بعد مکول کنند. هنوز خورشید طلوع نکرده بود که تموچین خبردار شد طغرل با مردانش از میدان نبرد گریختهاست.