موف

لغت نامه دهخدا

مؤف. [ م َ ئو ] ( ع ص ) مؤوف. آفت رسیده. ( مهذب الاسماء ). آگفت و آفت رسیده و رنج و آزار دیده. ( ناظم الاطباء ). آکفت دیده. مقابل سالم: زرع مؤف؛ کشت آفت رسیده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

مووف ٠ آفت رسیده ٠

جمله سازی با موف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگر نقش‌های تلویزیونی اسپوزیتو عبارتند از: مأمور فدرال مایک جیاردلو در سریال درام پلیس ان‌بی‌سی، قتل: زندگی در خیابان (۱۹۹۸–۱۹۹۹)، سیدنی گلس/ آینه جادویی در سریال درام ماوراءالطبیعه ای‌بی‌سی، روزی روزگاری (۲۰۱۱–۲۰۱۷)، تام نویل در مجموعه علمی تخیلی ان‌بی‌سی، انقلاب (۲۰۱۲–۲۰۱۴)، دکتر ادوارد راسکینز در مجموعه کمدی–درام نتفلیکس، مردم سفیدپوست عزیز (۲۰۱۷–اکنون)، استن ادگار در سریال درام ابرقهرمانی آمازون پرایم ویدیو، پسران (۲۰۱۹–اکنون)، و موف گیدئون در سریال درام وسترن دیزنی+، مندلورین (۲۰۱۹–اکنون).

💡 و چون فی الجمله از حکمتهای معده و آلات اکل مطلع گشتی تأمل کن در عجایب دل که آن را جسمی به شکل صنوبر آفریده و چون سرچشمه روح حیوانی است آن را صلب خلق کرد تا از حوادث محفوظ و به اندک چیزی موف نشود

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز