موث

لغت نامه دهخدا

موث. [ م َ وَ ] ( ع مص ) مَوَثان. ( منتهی الارب ). آمیخته شدن چیزی در آب. ( ناظم الاطباء ). مرث. ( از المصادر زوزنی ). و رجوع به مرث شود. || در آب سودن چیزی را. ( از آنندراج ). انمثاث. آمیختن و سودن چیزی در آب. ( ناظم الاطباء ). اندر آب آغشتن. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). || درآمیختن چیزی را. ( منتهی الارب ). درآمیختن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

موثان. آمیخته شدن چیزی در آب.

جمله سازی با موث

💡 دی هاویلند به‌طور متوالی موتورهای دی هاویلند جیپسی توانمندتری را توسعه داده بود و این شرکت یک هواپیمای تک بال، بال پائین جدید را برای آزمایش آنها تولید کرده بود. این هواپیما، اولین هواپیمایی بود که از آن به عنوان تایگر موث یاد می‌شود.

💡 اندیشه موث این است که یک استاد اقتصاد حتی اگر در مدل کردن انسان موفق باشد نمی‌تواند بهتر از یک خوک پرور یا آهنگر یا یک شرکت بیمه پیش‌بینی کند. اندیشه او یک فروتنی علمی و خردمندانه است. تفکر معمول و عام عقلانی است در نتیجه موث استدلال را «انتظارات عقلانی» نامید.

💡 نقطه شروع برای دی.اچ. ۸۲ تایگر موث، هواپیمای دی هاویلند دی‌اچ.۷۱ تایگر موث بود.