لغت نامه دهخدا
( مهوة ) مهوة. [ م َهَْ وَ ] ( ع ص ) تنک و رقیق: نطفة مهوة؛ نطفه رقیق. ( منتهی الارب ).
( مهوة ) مهوة. [ م َهَْ وَ ] ( ع ص ) تنک و رقیق: نطفة مهوة؛ نطفه رقیق. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهوه را داخل پیالهای در سفره میگذارند و در خوردن آن فقط قسمتی از نان را با آن خیس میکنند، طعم آن تند است و نمیتوان زیاد خورد. بهویژه صبحها به جای پنیر از آن استفاده میشود. در بعضی اوقات در موقع پختن نان «مهوه» و روغن روی آن میمالند و به آن «نان مهوهای» میگویند. نان مهوه و روغنی که در این نواحی درست میکنند مشهور است.
💡 مردم منطقه جنوب میگویند که فرمول مهوه یا (مهیاوه) را ابن سینا طبیب و دانشمند ایرانی یا بهقول بعضیها بزرگمهر وزیر انوشیروان تهیه نموده است و معتقدند خوردن مهوه که دارای خردل هم هست از ابتلا به بیماری پوستی (پیس) جلوگیری میکند.