مهر موم

لغت نامه دهخدا

مهر موم. [ م ُ رِ م ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مهری که از موم سازند. ( آنندراج ). مهر و موم. رجوع به مهر و موم ذیل مهر شود.

فرهنگ فارسی

مهری که از موم سازند مهر و موم

جمله سازی با مهر موم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر نیاید خامشی با راز عالمسوز عشق مهر موم از سادگی بر روزن مجمر مزن

💡 نهد یقین تو بر طبع سنگ مهر و وفا نهد نگین تو در مهر موم سمع و بصر

💡 به مهر موم نتوان چشم بندی کرد مجمر را به خاموشی چسان دل آه سوزان را نگه دارد؟