منجره

لغت نامه دهخدا

( منجرة ) منجرة. [ م ِ ج َ رَ ]( ع اِ ) سنگ گرم که در آب افکنند تا آب گرم شود. ( مهذب الاسماء ). سنگ تفسان که آب بدان گرم کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منجرة. [ م ُ ج َ رَ ] ( ع اِ ) به لغت مراکش، کارخانه. ( ناظم الاطباء ). دزی این کلمه را به فتح اول مَنجَرة ضبط کرده و به معانی کارگاه و محوطه ای در هوای آزاد که در آنجا سنگ تراش و نجار کار کند و شیروانی سازی و نجاری و هنر کارکردن روی چوب آورده است. رجوع به دزی ج 2 ص 64 شود.
منجره. [ م َ ج َ رَ / رِ ] ( ص ) خواب منجره. رجوع به خواب منجره شود. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با منجره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نقل از شاهدان عینی، پیش از خروج قطار از ریل صدای انفجار مهیبی شنیده شده است و این در حالی است که تلویزیون دولتی روسیه به نقل از برخی مقامات ناشناس اعلام کرده که در نزدیکی محل حادثه یک فرورفتگی به عمق یک متر ایجاد شده است که احتمال بکارگیری انفجار مواد منجره در این حادثه را قوی‌تر می‌کند.. ماموران تحقیق دادستانی روسیه روز شنبه در بیانیه ای گفتند بقایای بمبی را در محل خارج شدن قطار مسکو-سن پترزبورگ پیدا کرده‌اند.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز