لغت نامه دهخدا
ملک سیرتی. [ م َ ل َ رَ ] ( حامص مرکب ) ملک خویی. فرشته خویی. خوش خویی:
کسی کوطریق تواضع رود
کند بر سریر شرف سلطنت
ولیکن تو جایش بدان و مکن
ملک سیرتی در گه شیطنت.ابن یمین.و رجوع به ملک سیرت شود.
ملک سیرتی. [ م َ ل َ رَ ] ( حامص مرکب ) ملک خویی. فرشته خویی. خوش خویی:
کسی کوطریق تواضع رود
کند بر سریر شرف سلطنت
ولیکن تو جایش بدان و مکن
ملک سیرتی در گه شیطنت.ابن یمین.و رجوع به ملک سیرت شود.
ملک خویی. فرشته خویی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بغایبانه محبت زنم زلیخایی که یوسفم تو ملک سیرتی بصورت ماه