مقدونیا
لغت نامه دهخدا
مقدونیا. [ م َ ] ( اِخ ) مقدونیه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مقدونیه شود.
جمله سازی با مقدونیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سران و بزرگان مقدونیا همه دست بسته ستاده بپا
💡 کنون شاه مقدونیا خود منم که گرد مقا پیش شیر افکنم