مفهوم خداوند، محوریترین اصل در نظامهای اعتقادی اغلب ادیان، بهویژه ادیان ابراهیمی محسوب میشود. این موضوع، دامنهای گسترده از بحثها و بررسیهای عمیق کلامی، فلسفی و عرفانی را در طول تاریخ به خود اختصاص داده است. در این میان، اسلام به عنوان یکی از ادیان بزرگ توحیدی، جایگاه ویژهای برای این مفهوم قائل شدهاست. در دین اسلام، خداوند محور تمامی مفاهیم و تعالیم دینی است. مسلمان به فردی اطلاق میشود که معترف به یگانگی خداوند باشد و هیچ معبود دیگری را نپذیرد، چنانکه در شهادتین تصریح شده است: «أشهد أنْ لا إلهَ إلا اللهُ وَأشهدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللهِ». رسالت پیامبر اسلام نیز اساساً بر دعوت انسانها به سوی شناخت و اقرار به این حقیقت توحیدی استوار بود، همانگونه که در حدیثی مشهور فرمودند: «بگویید لا إله إلا الله تا رستگار شوید».
با توجه به زمینهٔ تاریخی ظهور اسلام در جامعهای چندخداپرست و بتپرست، تأکید اصلی این دین کمتر بر اثبات وجود خداوند که بعدها بهعنوان موضوعی فلسفی در میان متکلمان و فلاسفهٔ اسلامی مورد بحث قرار گرفت و بیشتر بر تبیین صفات الهی و بهویژه، تأکید بر یگانگی مطلق او معطوف شده است. این امر، انعکاسی از ضرورت های زمانه و در راستای زدودن شرک و تثبیت بنیانهای توحیدی در باورهای جامعهٔ عصر نزول بوده است.
مفهوم خدا یا تعریف خدا در ادیان، مذاهب و مکاتب مختلف، متفاوت است. این مفاهیم می توانند بسته به میزان انتزاع یا انضمام یا بر پایه اصول هستی شناختی و معرفت شناختی متفاوت باشند.
بین خدا و دین رابطه مستقیمی برقرار نیست و افرادی بی دین هستند که هم زمان با بی دینی به خدا معتقدند به این افراد دئیست گفته می شود. همچنین ادیانی وجود دارند که پیروانشان معتقد به وجود خدا نیستند، بودیسم و بسیاری از ادیان آسیای شرقی از این گونه هستند. اگر فردی به خدا اعتقاد نداشته باشد به او بی خدا یا خدانشناس می گویند و اگر کسی به وجود خدا معتقد باشد او را خداباور، حق باور یا خداشناس می خوانند. البته بین اعتقاد به توحید یا وحدانیت خداوند ( یکتاپرستی ) و اعتقاد به وجود خداوند ( خداپرستی ) تفاوت وجود دارد.
به کسانی که به آفریننده و موجودی برتر باور ندارند، خداناباور ( آتئیست ) گفته می شود.
خدانامهم دانی، اپاتئیسم یا بی خدایی عمل گرا ( به فرانسوی: apathèisme )، به معنای بی اهمیت بودن و همچنین، بی تفاوت بودن، نسبت به وجود یا عدم وجودِ خداست.
ندانم گرایی یا لاادری گری یا اَگنوستیسیزم ( انگلیسی: Agnosticism )، دیدگاهی فلسفی است که دانستن درستی یا نادرستیِ برخی ادعاها و به طور ویژه، ادعاهای مربوط به امور فراطبیعی، مانند الهیات و زندگی پس از مرگ و وجود خدا و موجودات روحانی یا حتی حقیقت نهایی را نامعلوم یا به شکل «ندانم گویی»، از اساس ناممکن می داند.
گونه ای از ناخداباوری است که در پی نفی دین نیست بلکه دورهٔ آن را منسوخ می داند، و خدا را متعلق به بخشی از رشد بشر می داند که دوره اش به سر آمده است. در داخل خداناباوری این دیدگاه در تضاد با ضدخدایی قرار می گیرد. این واژه در متون مسیحیت لیبرال و پسامسیحیت نیز کاربر دارد.
تراخداباوری، توسط فیلسوف پل تیلیش یا هندشناس هاینریش زیمر ابداع شد، به عنوان یک سامانه فکری یا فلسفه دینی که نه بی خدایی است نه خداباوری، بلکه، ماورا آنهاست.
در باور دستهٔ دیگری از دین ها از جمله هندوئیسم خدایان زیادی وجود دارند. این خدایان یا ایزدان معمولاً نمادهای جنبه های گوناگون جهان برتر و ماوراءالطبیعه هستند. به این گونه دین ها، دین های چندخدا گفته می شود. *
دئیست ها خدایی را باور دارند که جهان را خلق کرده اما پس از خلق آن نابود شده یا اگر همچنان وجود دارد، در آن دخالت نمی کند. به عقیده پزشک شایان سعیدی نگارنده کتاب خدا و انسان خدا و استاد دانشگاه هاروارد خدا نابود نشده بلکه در واقع درون همه انسان ها جریان دارد. ن. فخر در کتاب سفر به دل ادیان٬ این گروه را خدا باور برون دین می نامد.
[ویکی فقه] مفهوم خدا، مفهوم محوری اغلب ادیان به ویژه ادیان ابراهیمی می باشد.
← وسعت بحث و بررسی درباره خدا
محور اصلی تمامی مفاهیم دین اسلام خداست. مسلمان کسی است که خدایی جز خدای یگانه را به رسمیت نشناسد (اشهد ان لااله الااللّه) و حضرت محمد را فرستاده او بداند (اشهد انّ محمدآ رسول اللّه ). در واقع رسالت پیامبر اسلام هم در اصل، دعوت به شناخت خدای یگانه و اذعان به آن بوده است («قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا» ).
دلیل تأکید اسلام بر وحدانیت خدا
البته در اسلام، باتوجه به زمینه تاریخی ظهور آن که فضایی چند خدایی و بت پرستانه بوده است، بیش از آن که بر اثبات وجود خدا تأکید شده باشد (مسئله ای که بیش تر در فلسفه محل توجه بوده و بعدها موضوع بحث فیلسوفان اسلامی هم قرار گرفته است) بر برخی اوصاف او و بیش و پیش از همه بر یگانگی او تأکید شده است.
توحید، اصلی ترین محور اندیشه اسلامی
...