مفارقت کردن

لغت نامه دهخدا

مفارقت کردن. [ م ُ رَ / رِ ق َک َ دَ ] ( مص مرکب ) دور شدن. جدایی اختیار کردن: و چون از دنیا مفارقت کرد به موافقت او از شروان بیرون آمدم. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 102 ).
کسی که قیمت ایام وصل نشناسد
ببایدش دو سه روزی مفارقت کردن.سعدی.و رجوع به مفارقت شود.

فرهنگ فارسی

دور شدن جدایی اختیار کردن

جمله سازی با مفارقت کردن

💡 حُصْری گوید اصول ما اندر توحید پنج چیز است حَدَث برداشتن و قدیم را یکی دانستن و از برادران بریدن و از وطنهاء خویش مفارقت کردن و فراموش کردن آنچه دانند و آنچه ندانند.

پاک کننده یعنی چه؟
پاک کننده یعنی چه؟
اقدس یعنی چه؟
اقدس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز