معین الاسلام

لغت نامه دهخدا

معین الاسلام. [ م ُ نُل ْ اِ ] ( ع ص مرکب ) یاری دهنده اسلام. لقب یا عنوانی بود که به علمای دین می دادند.

فرهنگ فارسی

یاری دهنده اسلام. لقب یا عنوانی بود که به علمای دین می دادند.

جمله سازی با معین الاسلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیوهٔ اجتهاد پیش گرفت و قدم در طریقِ سداد نهاد و بقدرِ استطاعت خود را از انقیادِ نفسِ أَمَّارَهٌٔ بِالسُّوءِ بیکسو کشید، اِلَی اَن مَاتَ عَلَی مَاعَاشَ عَلَیهِ وَ اللهُ المُوَفِّقُ لِذَلِکَ وَالهَادِی اِلَیهِ. تمام شد بابِ ملک اردشیر و دانایِ مهران به بعد ازین یاد کنیم بابِ دیو گاو پای و دانایِ دینی و مبیّن گردانیم که فایدهٔ علم چیست و شجرهٔ علم چون بثمرِ عمل بارور شود، چه اثر نماید و مهرهٔ خصمِ نادان را در ششدرهٔ قصور چون اندازد؟ باری، تَعَالی، خداوند، خواجهٔ جهان، معین الاسلام را توفیقِ جمعِ بین الحقّین و تحصیلِ سعادتین میسّر کناد و برخیر مواظب داراد بِمَنِّهِ وَسِعَهِٔ جُودِهِ.

💡 خانه محمدی نژاد و احمدزاده مربوط به دوره قاجار است و در شیراز، گذر سنگ سیاه، کوچه معین الاسلام واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۶۴۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.