معشوقه پرست

لغت نامه دهخدا

معشوقه پرست. [ م َ ق َ / ق ِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) که معشوقه را پرستد. معشوقه باز. که معشوقه را بسیار دوست دارد:
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام میَم نیست به کس پروائی.حافظ.

فرهنگ فارسی

که معشوقه را پرستد. معشوقه باز

جمله سازی با معشوقه پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین سخن عاشق معشوقه پرست جست در آب چو ماهی از شست

💡 ما عاشق مست آن لقائیم معشوقه پرست بی نوائیم