معذوریت

لغت نامه دهخدا

معذوریت. [ م َ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) معذور بودن. حالت کسی که عذر او پذیرفته است.

فرهنگ فارسی

معذور بودن حالت کسی که عذر او پذیرفته است.

جمله سازی با معذوریت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوثری در ادامه گفت: «من هم ممنوع‌التصویر و هم ممنوع‌الصدا هستم. یعنی حتی در رادیو هم برای مصاحبه با من معذوریت دارند. مسئول ورزش رادیو این ممنوعیت را ابلاغ کرده‌است. یادم است برای حضور در یک برنامه سینمایی در تلویزیون دعوت شده بودم، حراست سازمان گفتند شما به اینجا ممنوع‌الورود هستید. دقیقاً به یاد ندارم کدام برنامه بود. حدود ۶ ماه پیش بود که این اتفاق افتاد. من به مدیران دسترسی ندارم که دربارهٔ علت این ماجرا سؤال کنم.»

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز