مطایبت

لغت نامه دهخدا

مطایبت. [ م ُ ی َ / ی ِ ب َ ] ( از ع، اِمص ) شوخی و مزاح کردن. هزل و خوش منشی کردن. مطایبة:
من اینهمه ز طریق مطایبت گفتم
مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان.فرخی.گفت مرا به کیفیت آن بر واقف نگردانی تا همچنین تقرب کنم و بر مطایبتی که رفت استغفار گویم. ( گلستان ). و رجوع به ماده بعد شود.
مطایبة. [ م ُ ی َ ب َ ] ( ع مص ) خوش منشی کردن با هم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با کسی خوش طبعی کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). با کسی خوش منشی کردن.( دهار ). با کسی خوش طبعی و مزاح کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). شوخی کردن و بازی کردن با کسی. ( از اقرب الموارد ). طیبت. مفاکهة. شوخی. مزاح. خوش طبعی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماده قبل و بعد شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) شوخی کردن با کسی مزاح کردن. ۲ - ( اسم ) شوخی مزاح جمع: مطایبات.

جمله سازی با مطایبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من اینهمه ز طریق مطایبت گفتم مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان

💡 رسول خدای (ص) روزی بیاران برگذشت و ایشان می‌خندیدند و با یکدیگر مطایبت می‌کردند، رسول خدا گفت:«أ تضحکون و بین ایدیکم الجنة و النار، لا اریکم تضحکون»

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز