مشغولی
مترادفها
اشتغال، گرفتاری، مشغول بودن
متضادها
بیکاری، فراغت
لغت نامه دهخدا
مشغولی. [ م َ ] ( حامص ) اشتغال و شغل. ( از ناظم الاطباء ):
ز مشغولی او بسی روزگار
نیامد به تعلیم آموزگار.نظامی.چه مشغولی از دانشت بازداشت
به بی دانشی عمر نتوان گذاشت.نظامی.خواجه لطف اﷲ... واعظی با علم و تمیز بود و سالها در مقصوره جامع هرات به نصیحت خلایق مشغولی می نمود. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 5 ).
- مشغولی دادن؛ سرگرم ساختن: چنین می گویند که سه جای کمین سوی بنه و ساقه ساخته است که در لب رود درآیند و از پس پشت مشغولی دهند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 351 ).
|| نگرانی و اضطراب. پریشانی فکر: گفت معزولی به نزد خردمندان بهتر که مشغولی. ( گلستان ).
- مشغولی دل؛ پریشانی دل. گرفتاری فکر: آنگاه خداوندزاده بر قاعده درست حرکت کند و مبری آید و مشغولی دل نمانده باشد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 400 ).
فرهنگ فارسی
اشتغال سرگرمی در کار و شغل یا مشغولی دل. گرفتاری فکر: خداوند زاده برقاعد. درست حرکت کند و به ری آید و مشغولی دل نمانده باشد.
جمله سازی با مشغولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کیمیا گر نبود کز پی مشغولی او صحبت از شمس و قمر، ثابت و سیّار کنم
💡 مردم به دم و داغم از آن صید که در دام لختی پی مشغولی صیاد بجنبد
💡 تو ای سلطان خرم دل که از مشغولی غیرت سر غوغای دیوان نیست خلوت دوست شاهان را
💡 از بس که به بازی و هوا مشغولی گویی که به بازی و هوا آمده ای
💡 بر تو زندان بر من آن زندان چو باغ عین مشغولی مرا گشته فراغ
💡 اگر چون خر به خور مشغولی و طاعت نمیداری قبا بفگن که در خور تر تو را از صد قبا پالان
💡 مشغولی بیش از حد به مسائل روزمره و مشکلات کوچک، میتواند باعث شود که انسان فرصت لذت بردن از لحظات شیرین زندگی را از دست بدهد.
💡 او با وجود مشغولی بسیار زیاد در پروژههای تحقیقاتی دانشگاه، همواره وقت کافی برای مطالعه کتابهای ادبی و کلاسهای موسیقی پیدا میکرد.
💡 عدم تمرکز و مشغولی ذهنی به موضوعات مختلف، مانع از آن میشود که دانشآموز بتواند درسهای خود را با دقت و کیفیت لازم یاد بگیرد.