مشتکل

لغت نامه دهخدا

مشتکل. [ م ُ ت َ ک ِ ] ( ع ص ) کار مشتبه. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). کار مشتبه و مشکل. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اشتکال شود.

فرهنگ فارسی

کار مشتبه و مشکل

جمله سازی با مشتکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرخه ولیک که در عربی و طب سنتی با نام زعرور احمر شناخته می شود درختچه ای است پرپشت به ارتفاع 2 تا 6 متر، با شاخه های خاردار، خاکستری، صاف، برگ هایی مشتکل از سه تا پنج لوب، عمیق، فرورفته، دندانه دار در بالا، به رنگ سبز تیره و براق. گل های سفید یا صورتی تاج آن دارای پنج گلبرگ، برچه های فراوان، بساک های قهوه ای مایل به قرمز، میوه های قرمز کوچک، بیضی یا کروی، با خمیر آردی، کمی شیرین، با یک هسته.

💡 گروه زرهی ۲ به فرماندهی ارتشبد هاینتس گودریان به عنوان بخشی از گروه ارتش مرکز در عملیات بارباروسا، تهاجم آلمان به شوروی که از روز ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱ آغاز شد، حضور داشت. این یگان بزرگ‌ترین گروه زرهی به کار گرفته شده توسط ورماخت در کارزار علیه شوروی بود. گروه زرهی ۲ در ابتدای عملیات از حدود ۲۴۰ هزار نفر نیرو در ۱۵٫۵ لشکر در قالب ۳ سپاه موتوریزه و یک سپاه پیاده‌نظام، مشتکل می‌شد.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز