مسعار

لغت نامه دهخدا

مسعار. [ م ِ ] ( ع اِ ) فروزینه آتش و آتش کاو. ( منتهی الارب ). وسیله روشن کردن و شعله ور ساختن و سوزانیدن آتش. ( از اقرب الموارد ). تنورشور. تنورآشور. مسعر. ج، مَساعیر. ( آنندراج ). || برانگیزنده حرب. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با مسعار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای همه هستی که هست از کف تو مسعار نیست نیازی که نیست بر در تو مستعین

کانگورو یعنی چه؟
کانگورو یعنی چه؟
پنجه بوکس یعنی چه؟
پنجه بوکس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز