مرصع کاری
مترادفها
تزیین، آرایش، نگارگری
لغت نامه دهخدا
مرصعکاری. [ م ُ رَص ْ ص َ ] ( حامص مرکب ) شغل مرصعکار و جواهرنشانی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مرصعکار شود.
فرهنگ فارسی
جواهرنشانی
جمله سازی با مرصع کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مقابر میسنیها به شکل لانه زنبوری ساخته میشده که در آنها مقادیر زیادی خنجر مفرغی مرصع کاری شده با طلا و نقره کشف شدهاست. در این مقابر چندین نقاب چکش کاری شده نیز یافت شدهاست که احتمالاً ویژگیهای چهره شخص متوفی را به حالتی واقع گرایانه ثبت کردهاست.
💡 معماران در دوران باستان برای تزیین سقف کاخهای شاهانه از تکنیکهای پیچیده مرصع کاری با سنگهای قیمتی و جواهرات بسیار گرانقیمت استفاده میکردند.
💡 این صندوقچه قدیمی که با هنر مرصع کاری دقیق و ظریف پوشانده شده است، میراثی ارزشمند از دوران سلسلههای باستانی کشور محسوب میشود.
💡 هنر مرصع کاری در معماری مساجد تاریخی، جلوهای خیرهکننده به فضای داخلی بنا میبخشد و توجه هر بیننده را به خود جلب میکند.