مدخ

لغت نامه دهخدا

مدخ. [ م َ ] ( ع اِمص ) بزرگی. ( منتهی الارب ). عظمت. || معونت تام. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). اعانت کامل. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) تمام تر یاری دادن. ( منتهی الارب ). به کمال یاری واعانت کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || بزرگ شدن. ( از اقرب الموارد ) ( فرهنگ خطی ).

فرهنگ فارسی

بزرگی و عظمت

جمله سازی با مدخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خدمت مهر جویان را ره اقبال جاویدی به نعمت مدخ گویان را در عیش مهیایی

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز