مخنی

لغت نامه دهخدا

مخنی. [ م ُ ] ( ع ص ) هلاک کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || فحش گوینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بدزبان و فحاش. ( ناظم الاطباء ). || چراگاه بسیارنبات. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). چراگاه بسیارگیاه. ( ناظم الاطباء ). || ملخ بسیاربیضه. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ملخ بسیار تخم گذارنده. ( ناظم الاطباء ). || زمانه دراز و طولانی. ( ناظم الاطباء ) ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اخناء شود.

جمله سازی با مخنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با تو از بیم ملالته صفت اشک کمال گرچه رنگین مخنی بود روانتر گفتیم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران