لغت نامه دهخدا
مختار حق. [ م ُ رِ ح َق ق ] ( اِخ ) کنایه از حضرت رسالت صلوات اﷲ علیه و آله است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
هم پدری ها نمود در حق مختار حق
کرده مختار بین در حق فرزند عم.خاقانی.
مختار حق. [ م ُ رِ ح َق ق ] ( اِخ ) کنایه از حضرت رسالت صلوات اﷲ علیه و آله است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ):
هم پدری ها نمود در حق مختار حق
کرده مختار بین در حق فرزند عم.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عم پدریها نمود در حق مختار حق کردهٔ مختار بین در حق فرزند عم