محی

لغت نامه دهخدا

محی. [ م َح ْی ْ ] ( ع مص ) پاک کردن نوشته و نقش و جز آن را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
محی. [ م ُ ] ( ع ص ) زنده کننده ( دراصل محیی بود بر وزن مکرم ضمه بر یاء ثقیل برانداختند و یاء را ساکن کردند اجتماع ساکنین شد میان یای ثانی و تنوین یاء را حذف نمودند محی ماند ). ( غیاث ).
محی. [ م ُ ح َی ی ]( ع ص ) زنده کننده ( این در اصل محیی بوده است ضمه بر یاء دشوار بود انداختند به اجتماع ساکنین یاء حذف شدمحی ماند در این صورت از باب تفعیل است ). ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

زنده کننده

جمله سازی با محی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روستای قدس که به نام قدیمی آن قلعه محی الدین نیز شناخته می‌شود یکی از روستا های شهر تفرش محسوب می‌شود، که قدمت آن به کمتر از ۲۰۰ سال می‌رسد و شامل ۵۰ خانوار است و عمدتاً کشاورز و باغدار می‌باشند و محصولات آن‌ها شامل گردو، بادام، زرد الو سیب و انواع صیفی جات می‌باشد.

💡 علامه کرباسچیان، رضا روزبه، محمدرضا مهدوی کنی، محمدباقر باقری کنی، سید حسن سعادت مصطفوی، سید حسین سعادت مصطفوی، محمدباقر محی الدین انواری، سید احمد علم الهدی، سید علی هاشمی گلپایگانی، حمید مولانا، محسنیان راد، کاووس سید امامی از جمله استادان وی هستند.

💡 احیای مجدد آن طرفداران زیادی دارد که عبارت اند از شیخ عبدالقادر الصوفی، شیخ عمر وادیلو، شیخ عمران نزار حسین، جناب آصف شیراز، دکتور احمد کامیل محی الدین میرا، جناب عبدالرحمٰن مهدی، و احمد تهامسن و….

💡 در اوت۲۰۱۷، مقامات بحرینی سید محی الدین المشعل، روحانی شیعه را دستگیر کردند. سید المشعل پیش از این حدود ۵ سال از سوی مقامات بحرینی مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز