محضی
در متون لغتنامههای کهن همچون منتهی الارب و آنندراج ثبت شده است، در اصل به معنای آتشکاو است. این واژه، که همخانواده با اصطلاحاتی چون مِحْضَاء، مَحْضَاج و مَحْضَب میباشد، بر ابزاری اطلاق میشده که کارکرد اصلی آن مداخله در بستر آتش بوده است. در این مفهوم، محضی اشاره به وسیلهای دارد که صنعتگران یا افراد عادی برای هم زدن و ساماندهی زغال یا چوب در اجاقها و آتشدانها از آن بهره میبردند، و این معنا ریشهای عربی داشته که با برخی مترادفهای دیگر مانند کَلّه کسو، اِستام و مِسعَر همپوشانی معنایی دارد.
علاوه بر معنای ابزار، محضی به یک ساختار فیزیکی نیز اشاره میکند. در تعاریف دیگر، بهویژه در ناظم الاطباء، این واژه به کوره یا تنوری اطلاق شده که با استفاده از گل و مواد خاکی ساخته شده باشد. این کاربرد، محضی را به یکی از سازههای بنیادی معماری سنتی تبدیل میکند که در آن، عایق بودن و توانایی نگهداری حرارت از طریق ساختار گِلی، اهمیت محوری داشته است. کورههای گِلی در تاریخ صنعت ایران، چه در کارگاههای سفالگری و چه در پخت نان، نقشی حیاتی ایفا مینمودند و محضی نامی برای این نوع ساختوسازِ متکی بر منابع طبیعی بوده است.
مترادفها
خالص، ناب، صِرف
متضادها
مختلط، ناخالص، آمیخته
لغت نامه دهخدا
محضی.[ م ِ ] ( ع اِ ) آتش کاو. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مِحْضاء. محضاء. محضاج. محضب. کله کسو. استام. مسعر. || کوره ساخته شده از گل. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آتش کاو
جمله سازی با محضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه نور محضی همه جانِ پاک نه آبی نه آتش نه بادی نه خاک
💡 روح محضی جان پاکی بیشکی بی غل و غش ظاهر و باطن یکی