مجد همگر

لغت نامه دهخدا

مجد همگر. [ م َ دِ هََ گ َ ] ( اِخ ) رجوع به همگر شود.

جمله سازی با مجد همگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بی لبت گر چشم هر چشم آشنا صد چشمه راند چشم بخت مجد همگر چشمه ساغر ندید

💡 پس از حمله قوم مغول و تاتار، مجد همگر به اصفهان رفت و در سال ۶۸۶ در اصفهان وفات کرد. قبر منسوب به او در اصفهان واقع است و به وزیرنشان معروف است.

💡 بدرالدین فرزند عمر، متخلص به بدر و بدر جاجرمی، در جاجرم در خراسان متولد شد. تربیت او در ادب و شعر نیز در خراسان انجام یافت و سپس به امید خدمت نزد بهاءالدین جوینی (درگذشتهٔ ۶۷۸) حاکم اصفهان و عراق به اصفهان رفت. در آنجا با مجدالدین همگر و امامی هروی آشنایی و معاشرت یافت. تذکره‌نویسان از جمله دولتشاه او را شاگرد مجد همگر شمرده‌اند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران