گندم وا

لغت نامه دهخدا

گندم وا.[ گ َ دُ ] ( اِ مرکب ) گندم با. رجوع به گندم با شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آش گندم هریسه: شور با چند خوری دست به گندم با زن که هلیم است برای دل و جان افکار. ( بسحاق اطعمه )

جمله سازی با گندم وا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشتیاقی که مرا بود به حلوا و برنج از سرم آن همه از دولت گندم وا رفت

💡 در حریم حرم دیگ، مربع چو نشست گوشت بره کنون دولت گندم وا بود

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز