گنبد پیروزه

لغت نامه دهخدا

گنبد پیروزه. [ گُم ْ ب َ دِ زَ / زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
الاّ که بکام دل او کرد همه کار
این گنبد پیروزه و گردون رحایی.منوچهری.این گنبد پیروزه بی روزن گردان
چون است گلستان گه و گاهی چو بیابان.ناصرخسرو.این رفیقان که بر این گنبد پیروزه درند
گرچه زیرند گهی جمله همیشه زبرند.ناصرخسرو.بقدر گنبد پیروزه گلشن
به نور چشمه خورشید روشن.نظامی.بیا تا بامدادان ز اول روز
شویم از گنبد پیروزه، پیروز.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان است

جمله سازی با گنبد پیروزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشید گفتی با گاز آهنین خورشید ز طاق گنبد پیروزه میخهای ذهب

💡 چون نهد روی بدین گنبد پیروزه نمای دان که اندیشۀ مدح تو بود راهبرم

💡 وان مساجدکه برد دل ز برون و ز درون طاق بیچاده سلب گنبد پیروزه بدن

💡 ایا سپهر علّوی که رای روشن تو ز شاه گنبد پیروزه گوی برباید

💡 بیا تا بامداد‌ان ز اول روز شویم از گنبد پیروزه پیروز

💡 سقف این گنبد پیروزه به صد شاخ شدست بارها از چه ز یک صدمه صیت کرمش؟

مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز