گنبد نیلگون
مترادفها
گنبد آبی، گنبد لاجوردی
لغت نامه دهخدا
گنبد نیلگون. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
چو دریاست این گنبد نیلگون
زمین چون جزیره میان اندرون.اسدی.
فرهنگ فارسی
کنایه از آسمانست
جمله سازی با گنبد نیلگون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درین پر دغا گنبد نیلگون چو خواهی که کس را کنی آزمون
💡 چو دریاست این گنبد نیلگون زمین چون جزیره میان اندرون
💡 عیسی زبان در قدم و دم باشد در گنبد نیلگون مینا گردد
💡 با طلوع زیبای خورشید، آسمان صاف و گنبد نیلگون بالای سر ما، منظرهای بسیار زیبا و آرامشبخش را در میان کوهستانهای مرتفع و باشکوه ایجاد کرد.
💡 آن شاعر بزرگ با توصیف گنبد نیلگون آسمان در اشعار خود، سعی داشت احساس شکوه و عظمت بیکران هستی را به تمام خوانندگان منتقل کند.
💡 در آن شب پرستاره، نگاه کردن به گنبد نیلگون آسمان شب و ستارههای درخشان، باعث شد تا تمام نگرانیهای روزمره از ذهن من کاملاً پاک شود.